ملاکهای تجویز سمعک بر اساس میزان شنیداری برای کودکان مبتلا به کمشنوایی دوطرفه خفیف
به دلیل عدم قطعیت دربارهی سطح شنوایی که در آن باید برای کودکان سمعک تجویز شود، هدف مطالعهی حاضر توسعهی معیارهای تجویز سمعک بر مبنای میزان شنیداری بود. این معیارها بر اساس رابطهی بین شنوایی بدون سمعک و نتایج زبانی در گروهی از کودکان دارای کمشنوایی که از سمعک استفاده نمیکردند، طراحی شدند.
روش
شنوایی بدون سمعک و نتایج زبانی در ۵۲ کودک با کمشنوایی خفیف تا شدید بررسی شد. همچنین یک گروه مقایسه شامل ۵۲ کودک با شنوایی طبیعی، همسانسازی شده از نظر سن، هوش غیرکلامی و وضعیت اجتماعی–اقتصادی، به منظور نمایندگی طیف نتایج زبانی بهینه در این مطالعه گنجانده شد. دو معیار مبتنی بر میزان شنیداری در نظر گرفته شد:
(الف) سطح شنوایی بدون سمعک که در آن کودکان کمشنوا پایینتر از میانهی کودکان با شنوایی طبیعی قرار گرفتند، و
(ب) سطح شنوایی بدون سمعک که در آن شیب نتایج زبانی بر اساس یک مدل رگرسیون تدریجی و تکراری به طور معناداری تغییر کرد.
بحث
هدف این مطالعه تعیین سطح قابل فهم بودن گفتار بدون سمعک بود که ممکن است برای نتایج زبانی در گروهی از کودکان با کمشنوایی که یا سمعک دریافت نکردهاند یا بهطور مداوم از سمعک استفاده نکردهاند، خطر ایجاد کند. این اطلاعات پتانسیل این را دارد که به بهبود سازگاری در ارائه تقویت شنوایی برای کودکان با کمشنوایی دوطرفه خفیف (MBHL) کمک کند، از طریق ارائه شواهدی برای سطح شنوایی بدون سمعک که با تأخیر در توسعه زبان مرتبط است. ارتباط بین قابل فهم بودن گفتار بدون سمعک (SII) و واژگان دریافتی (PPVT-4)، واژگان بیانی (WASI) و نحو (CASL Syntax Construction) با استفاده از مدلهای خطی بررسی شد. دو رویکرد برای ایجاد برآوردهایی از سطح شنوایی بدون سمعک که با نتایج زبانی ضعیفتر مرتبط بود مقایسه شدند: استفاده از میانه گروهی از کودکان با شنوایی طبیعی که از نظر سن و وضعیت اجتماعی–اقتصادی همسانسازی شده بودند و استفاده از رویکرد رگرسیون قطعهای تکراری که سطوح معیار قابل فهم بودن را بر اساس رابطه خطی بین شنوایی بدون سمعک و نتایج زبانی بهطور آماری استخراج کرد. معیارهای فعلی تجویز سمعک مبتنی بر آستانههای آدیومتریک با استفاده از نمونههایی از کودکان با کمشنوایی اعتبارسنجی نشدهاند و تأثیر آکوستیک کانال گوش بر آستانههای آدیومتریک کودک را در نظر نمیگیرند. توسعه توصیههای بالینی برای معیار تنظیم سمعک برای کودکان با MBHL مبتنی بر رابطه بین SII بدون سمعک و نتایج زبانی هدف فرعی این مطالعه بود.
اولین معیار ممکن برای تجویز سمعک، بررسی سطح قابل فهم بودن بدون سمعک بود که با سطوح میانه زبان برای کودکان با شنوایی طبیعی در معیارهای واژگان دریافتی و بیانی و نحو مرتبط بود. برای معیار تجویز سمعک مبتنی بر امتیازهای میانه زبان کودکان با شنوایی طبیعی، دامنه مقادیر BEUSII از 74 تا 84 در معیارهای مختلف بود. اگرچه در نتایج زبانی در سطوح مختلف شنوایی بدون سمعک تغییرات فردی وجود داشت، اما همگرایی در سه معیار زبانی در مقادیر نزدیک به BEUSII = 80 مشاهده شد. بسته به سن و آکوستیک کانال گوش هر کودک، این مقادیر SII بدون سمعک به دامنهای از BEPTA بین 20 تا 30 دسیبل HL برای شرکتکنندگان در این مطالعه تبدیل میشود. بهطور کلی، نتایج نشان میدهند که کودکان با مقادیر BEUSII پایینتر از این دامنه ممکن است در معرض خطر تأخیر در نتایج زبانی نسبت به همسالان با شنوایی طبیعی همسن و هموضعیت اجتماعی–اقتصادی باشند.
معیار دوم از مدل رگرسیون قطعهای تکراری برای پیدا کردن نقطهای در رابطه بین شنوایی بدون سمعک و نتایج زبانی استفاده کرد که خطای باقیمانده مدل را به حداقل میرساند. سطوح BEUSII مرتبط با نقاط شکست در رابطه خطی بین SII بدون سمعک و نتایج زبانی معیارهایی از BEUSII از 72 تا 80 در معیارهای مختلف تولید کرد. مزیت این رویکرد این است که سطوح معیار قابل فهم بودن بر اساس یک روش آماری است که به فرضیه مطالعه بیتوجه است. سطوح شنوایی بدون سمعک که از رویکرد رگرسیون قطعهای استخراج شدهاند، با معیار مبتنی بر عملکرد میانه کودکان با شنوایی طبیعی توافق خوبی داشتند. کودکان با کمشنوایی از گروه بزرگتر OCHL که سمعکهای مناسب داشتند و بهطور مداوم از سمعک استفاده میکردند، امتیازات زبانی مشابه با سطوح استخراجشده از مدلهای رگرسیون قطعهای داشتند (تامبلین و همکاران، 2015). بهطور جمعی، این نتایج نشان میدهند که تنظیم سمعک برای کودکان با BEUSII برابر یا کمتر از 80 منطقی است تا احتمال تفاوتهای ارتباطی با همسالان با شنوایی طبیعی به حداقل برسد. پذیرش چنین معیاری میتواند خطرات احتمالی تأخیر در زبان را در کودکان با MBHL کاهش دهد. استفاده از SII بدون سمعک بهعنوان معیار تجویز سمعک همچنین تغییرات فردی مرتبط با آکوستیک کانال گوش بر آستانههای شنوایی اندازهگیریشده با هدفونهای واردگوشی یا قالبهای گوش را منعکس میکند، که انجام این کار با آدیومتریک دسیبل HL بهراحتی ممکن نیست. اگر معیار SII بدون سمعک برابر با 80 توسط شنواییشناسانی که سمعکها را برای کودکان در این مطالعه تنظیم کردهاند، استفاده میشد، هفت نفر از 11 کودکی که سمعک دریافت نکردهاند (با BEPTA دسیبل HL بین 17 تا 30) بر اساس مقادیر BEUSII کمتر از 80 بهعنوان کاندیدای تقویت شنوایی در نظر گرفته میشدند.
جدول معیارهای پیشنهادی تجویز سمعک برای کودکان با کمشنوایی دوطرفه خفیف
| معیار تجویز سمعک | مقدار پیشنهادی BEUSII | معادل تقریبی BEPTA (دسیبل HL) | اساس معیار | تأثیر بر نتایج زبانی |
|---|---|---|---|---|
| مبتنی بر میانه کودکان شنوا | ۷۴ تا ۸۴ (همگرایی در حدود ۸۰) | ۲۰ تا ۳۰ | پایینتر از میانه گروه شنوا | خطر تأخیر زبانی نسبت به همسالان شنوا |
| مبتنی بر مدل رگرسیون قطعهای | ۷۲ تا ۸۰ | ۲۰ تا ۳۰ | نقطه شکست آماری در رابطه شنوایی-زبان | تغییر معنادار در شیب نتایج زبانی |
| معیار پیشنهادی کلی مطالعه | کمتر یا برابر با ۸۰ | حدود ۲۰-۳۰ | ترکیب دو رویکرد بالا | حداقل کردن تفاوتهای زبانی با شنوایان |
اگرچه این مطالعه یک تلاش اولیه برای اعتبارسنجی معیار تجویز سمعک برای کودکان با MBHL مبتنی بر SII بدون سمعک است، اما محدودیتهایی وجود دارد که باید ذکر شود. حتی اگر کودکان با MBHL سمعک دریافت کنند، دادهها نشان میدهند که استفاده مداوم از سمعک احتمالاً همچنان مانعی برای دسترسی بهتر به شنوایی و نتایج خواهد بود (واکِر و همکاران، 2013). با این حال، استفاده از یک معیار ثابت تجویز سمعک مبتنی بر SII بدون سمعک میتواند توصیههای تقویت شنوایی را بیشتر از آنچه که براساس آستانههای آدیومتریک دسیبل HL ممکن است، استاندارد کند. توصیههای سازگارتر ممکن است به خانوادهها اطمینان بیشتری در مورد مزایای بالقوهای که میتواند با سمعکها بهدست آید، بدهد و ممکن است استفاده مداوم از سمعک را تسهیل کند، نسبت به وضعیتهای بالینی کنونی که در آنها شنواییشناسان ممکن است در مورد مزایای تقویت شنوایی برای کودکان با MBHL مردد باشند. استفاده از قابل فهم بودن بدون سمعک بهعنوان معیار تنظیم سمعک همچنین مقایسهای شهودی برای قابل فهم بودن با سمعک فراهم میآورد، اگر سمعک تنظیم شود، که به شنواییشناس این امکان را میدهد تا بهطور مستقیم بهبود قابل فهم بودن که با دستگاه حاصل میشود را کمیسازی کند. علاوه بر این، مطالعهی کنونی همچنین بر اساس نمونهای از کودکان با کمشنوایی بدون بیماریهای رشدی همزمان دیگر، از خانههایی با زبان انگلیسی بهعنوان زبان اصلی و از خانههای با وضعیت اقتصادی بالاتر از جمعیت عمومی بود. اگرچه این نمونهگیری اجازه داد تا نمونهای همگنتر در این زمینهها ایجاد شود، اما نتایج گزارششده ممکن است با آنچه که در نمونهای نماینده از جمعیت کودکان با کمشنوایی مشاهده میشود، متفاوت باشد.
نتیجهگیری
کودکان کمشنوا که شاخص قابل فهم بودن گفتار بدون سمعک کمتر از 80 دارند، ممکن است در معرض تأخیر در توسعهی زبان بدون سمعک قرار گیرند. شاخص قابل فهم بودن گفتار بدون سمعک میتواند به عنوان یک معیار بالینی برای ارزیابی نیاز به تجویز سمعک برای کودکان کمشنوا استفاده شود.
اگرچه توافق حرفهای وجود دارد که کودکان با کمشنوایی متوسط یا شدید باید در سنین اولیه تقویت شنوایی دریافت کنند، اما در مورد نیازهای تقویت شنوایی کودکان با درجات خفیفتر کمشنوایی، هنوز اجماع بین دانشمندان و پزشکان وجود ندارد. کمشنوایی دوطرفه خفیف (MBHL) به عنوان آستانههای شنوایی خالص متوسط بین 26 تا 40 دسیبل HL (کلارک، 1981) در هر دو گوش تعریف میشود. تحقیقات قبلی نشان میدهد که کودکان با MBHL ممکن است در معرض تأخیر در توسعهی ارتباطی و تحصیلی قرار گیرند (برای مرور، به ثارپ، 2008 مراجعه کنید). اگرچه بیشتر پروتکلهای غربالگری شنوایی نوزادان بهطور معمول برای شناسایی درجات کمشنوایی کمتر از 35–40 دسیبل HL طراحی نشدهاند (نورتون و همکاران، 2000)، اما یک زیرمجموعه از کودکان با MBHL از طریق غربالگری شنوایی نوزادان شناسایی میشوند (هولت و همکاران، 2012). شناسایی زودهنگام نوزادان با MBHL نیازمند این است که شنواییشناسان تصمیمگیری کنند که رویکرد مداخلهای مناسب چیست، از جمله اینکه آیا باید سمعک تجویز شود. یک مرور اخیر از مقالات توسط وینیگر، الکساندر و دیفندورف (2016) شیوههای نامنسجم مرتبط با ارائه تقویت شنوایی برای کودکان با MBHL را برجسته کرد. کمبود دستورالعملهای مبتنی بر شواهد برای تجویز سمعک برای کودکان با MBHL موجب بیثباتی در این میشود که آیا کودکان این جمعیت سمعک دریافت میکنند یا در چه سنی (گرانپییر، فیتزپاتریک، نا و مندونکا، 2017؛ واکر، هولت و همکاران، 2015). تردید در ارائه سمعک برای کودکان با MBHL همچنین باعث سردرگمی والدین در مورد اینکه آیا سمعک مداخلهای مناسب برای کودکشان است یا نه میشود (فیتزپاتریک، دیوریو-اسمیت، گابوری، کویل و ویتینگهم، 2015). به منظور حمایت از ارائه منسجمتر تقویت شنوایی برای کودکان با MBHL، هدف این مطالعه بررسی رابطهی بین سطوح شنوایی بدون سمعک و نتایج زبانی بود تا معیاری مبتنی بر شواهد برای تجویز سمعک برای کودکان با MBHL توسعه یابد.




