واکنشهای احساسی به صداهای غیرگفتاری در کاربران سمعک و کاشت حلزونی دوطرفه
هدف این پژوهش بررسی واکنشهای احساسی به صداهای غیرگفتاری در بزرگسالانی با سطوح مختلف شنوایی و پیکربندیهای مختلف دستگاههای کمکشنیداری است. شرکتکنندگان در سه گروه: شنوندگان طبیعی، کاندیداهای سمعک، و کاربران کاشت حلزونی دوطرفه تقسیم شدند. هر گروه صداهای خوشایند، خنثی و ناخوشایند را از نظر ارزش احساسی (valence) و برانگیختگی (arousal) ارزیابی کردند. نتایج نشان داد کاربران سمعک و ایمپلنت واکنشهای احساسی ضعیفتری نسبت به افراد با شنوایی طبیعی داشتند. همچنین، نوع پیکربندی دستگاهها بر شدت این واکنشها تأثیرگذار بود. یافتهها ضرورت تمرکز بیشتر بر بهبود کیفیت احساسی صداها در طراحی و تنظیم دستگاههای شنوایی را نشان میدهد.
مقدمه:
شنیدن صدا فقط به درک کلمات محدود نمیشود؛ بلکه کیفیت و محتوای احساسی صدا نیز اهمیت بسزایی در ارتباطات اجتماعی و تجربه انسانی دارد. واکنش به صداهای غیرگفتاری مانند صدای باران، گریه کودک، صدای پرندگان، یا حتی زنگ هشدار میتواند احساسات عمیقی ایجاد کند. در افراد دارای کمشنوایی، این واکنشهای احساسی ممکن است دچار تغییر شود.
بزرگسالانی که از کاشت حلزونی یا سمعک استفاده میکنند، اگرچه میتوانند اصوات را بشنوند، اما ممکن است در درک کیفیت احساسی آنها دچار مشکل شوند. این پژوهش تلاش میکند تا با بررسی علمی نحوهی واکنشهای احساسی این افراد به صداهای غیرگفتاری، درکی روشنتر از نقاط ضعف و فرصتهای بهبود در فناوریهای شنوایی فراهم کند.
روش تحقیق:
شرکتکنندگان
در این مطالعه سه گروه ۱۸ نفره از بزرگسالان بین ۱۸ تا ۶۵ سال شرکت کردند:
گروه شنوایی طبیعی: بدون سابقه استفاده از سمعک یا کاشت حلزونی.
گروه کاندیدای سمعک: با یا بدون تجربهی استفاده از یک یا دو سمعک.
گروه کاشت حلزونی دوطرفه: دارای حداقل ۶ ماه تجربهی استفاده از دو ایمپلنت.
محرکهای صوتی
۳۰ صدای مختلف در سه دسته خوشایند، خنثی و ناخوشایند انتخاب شد. صداها شامل نمونههای طبیعی و شبیهسازیشده مانند صدای آب، موسیقی، گریه کودک و صدای آژیر بودند. همه صداها با شدت و مدتزمان یکسان از طریق هدفون در محیطی کنترلشده پخش شدند.
نحوه ارزیابی
شرکتکنندگان پس از شنیدن هر صدا، دو معیار زیر را ارزیابی کردند:
Valence: خوشایند یا ناخوشایند بودن صدا (مقیاس ۱ تا ۹)
Arousal: میزان برانگیختگی احساسی در پاسخ به صدا (مقیاس ۱ تا ۹)
کاربران سمعک و ایمپلنت صداها را در پیکربندیهای مختلف دستگاه شنیداری تجربه کردند: فقط سمعک، فقط کاشت، و ترکیب هر دو.
نتایج:
مقایسه بین گروهها
گروه دارای شنوایی طبیعی، صداهای خوشایند را بهطور معناداری خوشایندتر و صداهای ناخوشایند را شدیدتر و آزاردهندهتر ارزیابی کردند. در مقابل، کاربران سمعک و کاشت حلزونی واکنشهای کمتری نسبت به هر دو نوع صدا نشان دادند. این به آن معناست که واکنش احساسی این افراد به صداها «کمرنگتر» است.
نقش پیکربندی دستگاه
در میان کاندیداهای سمعک، تفاوتی بین استفاده از یک سمعک یا دو سمعک مشاهده نشد. اما در میان کاربران کاشت حلزونی، ارزیابیهای احساسی در حالتی که فقط از ایمپلنت استفاده شد، بالاتر از حالاتی بود که از سمعک یا ترکیب سمعک و ایمپلنت استفاده شده بود.
واکنش به صداهای خنثی
جالب است که در مواجهه با صداهای خنثی نیز، تفاوتهای جزئی بین گروهها مشاهده شد. افراد دارای شنوایی طبیعی توانستند بهتر صداهای خنثی را از دیگر صداها تفکیک کنند؛ در حالی که کاربران دستگاههای کمکشنیداری اغلب این صداها را نادیده یا اشتباه ارزیابی کردند.
بحث و تفسیر نتایج:
کاهش واکنشهای احساسی در افراد کمشنوا میتواند به دلایل متعددی باشد:
محدودیت در انتقال طیف فرکانسی کامل: بسیاری از سمعکها و ایمپلنتها، فرکانسهای پایین یا بالا را بهخوبی منتقل نمیکنند، در حالی که این فرکانسها برای انتقال احساسات اهمیت دارند.
پردازش دیجیتالی صداها: دستگاههای کمکشنیداری سیگنالهای صوتی را فشردهسازی و پردازش میکنند. این امر ممکن است به تحریف احساسات منتقلشده در صداها منجر شود.
ناسازگاری در ترکیب سمعک و کاشت: یافتهها نشان دادند که استفاده همزمان از سمعک و ایمپلنت، ارزیابیهای احساسی را کاهش میدهد؛ شاید به دلیل تفاوت در نوع پردازش صدا توسط این دو وسیله.
پیامدهای بالینی:
نتایج این مطالعه بر چند نکته تأکید دارد:
اهمیت ارزیابیهای احساسی: برنامههای توانبخشی شنوایی نباید صرفاً بر درک گفتار تمرکز کنند؛ بلکه باید واکنش به صداهای غیرکلامی و احساسات ناشی از آنها را نیز مدنظر قرار دهند.
طراحی بهتر دستگاهها: تولیدکنندگان تجهیزات کمکشنیداری مانند شرکت فن آذرخش با برند پارستک باید در طراحی سمعکها به بازتولید بهتر کیفیت احساسی صدا توجه کنند.
آموزش کاربران: آموزش نحوهی تمرکز بر صداهای محیطی و شناسایی احساسات موجود در آنها میتواند کیفیت زندگی افراد کمشنوا را بهبود بخشد.
افراد دارای کمشنوایی حتی با استفاده از بهترین فناوریهای موجود، واکنشهای احساسی کامل و طبیعی به صداهای محیطی را تجربه نمیکنند. استفاده از ایمپلنت حلزونی نسبت به سمعک نتایج بهتری در انتقال احساسات ارائه میدهد، اما همچنان با وضعیت شنوایی طبیعی فاصله دارد.
ازاینرو، طراحی نسل جدید دستگاههای کمکشنیداری باید فراتر از درک گفتار رفته و به توانایی درک احساسی صداها نیز توجه داشته باشد. آینده درمانهای شنوایی نه فقط در بازگرداندن «شنیدن»، بلکه در بازگرداندن «حس کردن» نهفته است.




